سديد الدين محمد عوفى

27

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

دهد و آن بار بر پشت درازگوش نهد . ساعتى بود « 1 » امير المؤمنين « 2 » معتصم برسيد و چون « 3 » حيرت پير بديد از اسب فرود آمد « 4 » و آن پير « 5 » را يارى داد تا « 6 » بار بر پشت خر نهاد . آن‌گاه برنشست « 7 » و او را پنج‌هزار دينار بفرمود و خود بگذشت « 8 » . و پير « 9 » در شهر آمد و « 10 » خر بفروخت و اسبى خريد و آن خانه بفروخت و كوشكى خريد « 11 » . پير را گفتند كه : اين اسب از كجا آورده‌اى ؟ گفت : روزى كريمى بر ما بگذشت و به نظر كرم بر ما نگريست و اين آثار « 12 » نظر اوست . و نظر آفتاب را « 13 » اين خاصيت دارد « 14 » كه سفال را لعل گرداند و خار را گل روياند . [ آب ريختن هارون به دست عالمى كه بر سفرهء او غذا خورده بود ] حكايت ( 10 ) آورده‌اند كه در ايام دولت امير المؤمنين هارون رضى اللّه عنه عالمى بود و او را بوقلابه « 15 » گفتندى و نابينا بود ، و هارون الرشيد او را نيك معتقد بود . روزى به نزديك امير المؤمنين « 16 » آمده بود و بر مايدهء او نشسته ، و چون طعام بخورد امير المؤمنين « 17 » برخاست و او را آب داد تا دست بشست و حاضران را اشارت كرد تا هيچ‌كس نگويد كه كيست كه آب بر دست او « 18 » مىريزد . چون دست بشست « 19 » گفتند كه : امير المؤمنين بود كه آب بر دست تو ريخت . گفت : اجل اللّه قدرك يا امير المؤمنين « 20 » » خداى عز و جل « 21 » قدر ترا بزرگ گرداناد و بركات دعاى او و اثر تواضع امير المؤمنين هارون الرشيد اثر كرد تا

--> ( 1 ) مپ 2 - و آن بار بر پشت درازگوش نهد ساعتى بود . ( 2 ) مپ 2 : چون ( 3 ) مپ 2 - چون : ( 4 ) بنياد + و دامن قبا در ميان پيچد . ( 5 ) مپ 2 : واو . ( 6 ) بنياد : و آن . ( 7 ) متن و بنياد - برنشست . ( 8 ) بنياد : بگذاشت . ( 9 ) مپ 2 : به . ( 10 ) مپ 2 + پير ( 11 ) بنياد : بخريد . ( 12 ) مپ 2 : از اثر ، بنياد : اثر . ( 13 ) مپ 2 - را . ( 14 ) بنياد : است . ( 15 ) متن و بنياد : ابو قلاده : ( 16 ) مپ 2 : به نزد هارون الرشيد . ( 17 ) مپ 2 + خود . ( 18 ) مپ 2 : تو . ( 19 ) متن : بشستند . ( 20 ) مپ 2 : يعنى . ( 21 ) مپ - عز و جل